خرید بک لینک


ضرورت اجراي الگوي کشت :



درکشورما زندگي بسياري ازمردم وابسته به کشاورزي ودرآمدهاي ناشي ازآن است. ولي بدليل عدم برنامه ريزي درتعيين ميزان سطح زيرکشت وتوليدمحصولات باغي وزراعي بسياراتفاق افتاده است که برخي محصولات کشاورزي يک سال کم با قيمت بالا و سال ديگر فراوان و با قيمت پايين عرضه مي شود،برخي مواقع اين نوسان حتي در طي سال هم وجود دارد . درچنين شرايطي،نوسان توليدوشرايط بازارنه تنهابه نفع توليدنبوده بلکه تابه حال خسارات زيادي رابرکشاورزي اين مرزوبوم واردکرده است.



در کشور ما تصميم کشاورز براي کشت يک محصول در يک فضاي غبار آلود است. اگر قيمت يک محصول در سال جاري بالا باشد سال آينده با هجوم کشاورزان به کشت آن محصول عرضه بالا ميرود و بالطبع قيمت محصول توليدي پايين مي آيد و با فرض همين قيمت پايين، سال بعد توليد کمتر و قيمت بالاتر مي رود و همين دور تسلسل ادامه مي يابد.



اقتصاد دانان به اين حالت عرضه و تقاضا منحني تار عنکبوتي مي گويند که توليد از يک الگوي منطقي تبعيت نمي کند و تنها قيمت سال جاري است که ميزان توليد سال آينده را تعيين مي کند.



مبهم بودن قيمت محصول و نهاده، سياست هاي نامشخص وارداتي و صادراتي، نوسان هاي قيمت و حتي نامعلوم بودن سياست هاي حمايتي دولت، باعث مي شود کشاورز تصوير روشني از آينده کشاورزي خود نداشته باشد و بنابراين توان برنامه ريزي صحيحي براي کشت آينده خود ندارد.



يکي ازضروريات حوزه کشاورزي اجراي سياست الگوي کشت است.اجراي الگوي کشت مناسب همچنان که در قانون بهره وري کشاورزي هم تاکيد شده مي تواند براي داشتن توليدمناسب وپايدارمحصولات اساسي چاره ساز باشد. اين الگو بر اساس نياز کشور، اولويت محصولات استراتژيک و ضروري و با بررسي ظرفيت توليد هر استان و منطقه بايد اتخاذ و اعلام شود.



الگوي کاشت به معني سهم زيرکشت و نوع محصولات مختلف زراعي در يک منطقه مي باشد و تصميم به اين که کدام محصول با استفاده از چه عوامل توليدي، با چه روشي و به چه مقدار توليد گردد از برنامه هاي مهم آن مي باشد.



 بيش از50 سال است کشورهاي پيشرفته به ويژه کشورهايي که اقتصادشان برپايه کشاورزي است الگوي کشت رااجرايي کرده اند. الگوي کشت به معناي تعيين يک نظام کشاورزي بامزيت اقتصادي پايداراست که با بهره گيري بهينه ازظرفيت هاي منطقه اي امنيت غذايي رابه همراه دارد.



عوامل مختلفي ازجمله خاک ، اقليم متنوع ، نيازبازار، زيرساخت هاي موجود درکشاورزي، مسائل اجتماعي واقتصادي برتعيين الگوي کشت تاثيردارند. به عبارتي ديگراگربخواهيم الگوي کشت مناسبي رابراي يک منطقه پيداکنيم بايدبررسي کنيم چه عواملي مارابه رسيدن به حداکثربهره وري کمک کند وعوامل محدودکننده برطرف شوند.



طراحي واجراي الگوي کشت بايد درقالب برنامه اي مشخص وبه منظورمديريت بهينه منابع انجام گيرد درواقع  دولت بايدمديريت کند که کشاورز چه بکارد؟ و اين تصميم بر اساس نياز کشور گرفته شود که در اقتصاد کشور هم موثر خواهد بود.



ممکن است اين سوال پيش بيايد که دولت نمي تواند با اجبارکشاورز رابه کشت محصولي مجبورکند! اما دولت مي تواند با اعمال مديريت مناسب ازجمله يارانه، تسهيلات، نهاده و قميت خريد تضميني بالا کشاورزان را به سمت کشت محصولات استراتژيک و ضروري سوق دهد. در برخي کشورها دولت با تثبيت قيمت نهاده و محصول، ميزان آنرا از يکسال پيش به کشاورزان اعلام مي کند و در اين حالت کشاورز با برنامه ريزي و آگاهانه به کشت سال آينده مبادرت مي کند که اين مسئله در کشور ما هم قابل اجراست.



ازمهمترين اهداف اجراي طرح الگوي کشت خارج کردن کشاورزي از سنتي به مکانيزه، کنار گذاشتن کشت تک محصولي و روي آوردن به تنوع کشت، استفاده از سيستم آبياري نوين، ايجاد اشتغال پايدار و رونق اقتصادي و مديريت مصرف آب است.



اجراورعايت الگوي کشت علاوه برافزايش توليد وايجادامنيت غذايي درجامعه ،سودقابل توجهي نيزبراي کشاورزان دربرخواهدداشت وموجب پايداري ورضايتمندي شغلي آنان خواهدشد.


 


برچسب: نویسنده: مینا نیک‌فر تاريخ: يکشنبه 17 بهمن 1395 ساعت: 11:08

صفحه بندی